|
اردی بهشت هایی كه هاشور خورد |
|
|
كبود و يخ زده چه دوست داشتني آشنا لباس مندرسش :"چه بي كلاس و نسنجيده جاي كسب درآ- به سمت خستگي اش چه بغض ها ............. . پ.ن:خودم می گفتم اگه مال من نبود!
در انجماد
مي رقصيد
ميان برف و باران و باد مي رقصيد
نشان مي داد
غريبه اي كه
به نام"عماد"
مي رقصيد
ناشيانه
همراه دو لنگه كفش كثيف و گشاد مي رقصيد
مدي حلال و علم و سواد مي رقصيد
بله غلط نكنم مرتد غريبه ي ما
به رسم زشت و پليد فساد مي رقصيد"
سكه اي كه مي غلطيد
شبيه
تلخك دربار
شاد مي رقصيد
....
كه
نجوشيده در دلش
يخ بست
كسي كه مثل تو در انجماد
+ نوشته شده در ساعت توسط ساراجزایری |
+ نوشته شده در ساعت توسط ساراجزایری